Dust. Joon.Tanha
|
||
راحت تصمیم نگرفتم و کلی فکر کردم
ولی مثل اینکه اشتباهی شد
و از اون اشتباهی هایی که نمی شه جبرانش کرد
یه کم بی حوصلم و حوصلم رو سر بردی
دلم نمی خواد ولی یه موقع هایی فکر می کنم داری ازم سو استفاده می کنی
به خاطر همین خیلی پکرم.
دلم می خواد چند روزی رو به غار تنهاییم فرو برم و کسی دور و برم نباشه ولی این روزا از همیشه شلوغ تره

بار ها گفتم که من قویم و می تونم تو هر کاری موفق باشم
بارها گفتم اینکه کاری نداره
بارها گفتم که ای بابا چقدر غر می زنن اینا
ولی الان تنها چیزی که می تونم بگم اینه
چقدر سخته
سلام
بعد از مدت ها دوباره شروع کردم به نوشتن.
فک کنم از آخرین باری که نوشتم دوسالی می گذره ولی هیچ وقت برای نوشتن دوباره دیر نیست.
امیدوارم دوستای قدیمیم هنوز باشن.
چون اولین پست بعد از مدت هاست پس بازم سلااااااااااااااااااااااااااام